-
خیلی خستهام؛ و البته خیلی احمق!
-
همراهِ اول جان که هی اون شعار مسخرهت رو زیرنویس میکنی؛
تا وقتی تو
و اون زنه با اون صدای مزخرفش هستین که یک ساعت مدام تکرار کنین "مشترک مورد نظر در
دسترس نمیباشد" هیچکس تنها نیست و توی خیابون تا خونه گریه نمیکنه!
-
گاهی وقتها آدم جوجه میشود و دلش میخواهد برود زیر پر و بال یه موجود
حامی ِ قوی؛
میشود لطفا" یک موجود حامی ِ قوی باشی تا من یه کم جوجه شوم؟
-
ای ملتی که از صبح تا شب 1000جور خرج بیخود و غیرضروری میکنید؛
یه اسپری و یه بسته آدامس خرج بزرگی نیست به خدا؛
گناه ما دقیقا" چیه که باید عِطر دلانگیز شما رو تحمل کنیم؟!
-
رویایی هم ندارم برای پناهندگی...
-
وقتی دلم میخواد بغل بشم و نمیشم، بعدش دلم میخواد یه بچه رو محکم و عمیق بغل
کنم.
وظیفهی پیدا کردن پرتغال فروش هم به عهدهی من
نیست!
-
آدم بعضی روزها خیلی بیشتر از یه روز پیر میشه.
-
انقدر بدم میاد از اینایی که وقتی باهاشون دست میدی دستشون رو عین مُرده نگه میدارن!
-
وقتی دعوا میکنیم و چشمهای من میشه کاسهی خون، به خودت نگیر؛ درد تو
نیستی؛
تو تنهایی منو یادم میاری که اینجوری میبارم، که نگاه نگران و پر از
غصهی مادرم رو تحمل میکنم، که روزها و روزها حُناق میگیرم و میرم تو خودم، که خودِ
سکوت میشم.
-
روزمرگیها هم منو فراموشکار نمیکنه!
-
جناب خدای عزیز؛
غرض از مزاحمت اینکه، احتراما" و ارادتا" ازتان ناامیدم؛ از خودتان نه،
از سرنوشتی که برایم نوشتید.
دیگر خیالتان راحت، این بندهی حقیر شما هیچ آغازی را متصور و منتظر
نیست؛ هرچه هست امید و انتظار پایان است، پایان همهی بودنش.
-
ای همهی اونایی که کسی رو دارین تا باهاتون "مهربونی" کنه؛ بدونید اینجا یکی هست که با تمام وجودش به شما غبطه میخوره.
-
کاش هفتهها به جای هفته، پنجه بودن؛ بعدِ سهشنبه جمعه میشد.
خسته میشم خب!
-
میشه کمی هیجانانگیزتر باشی آیا لطفا"؟
-
گاهی اوقات خیلی طفلکی میشم؛
انقدر طفلک که باید بغلم کنی فشارم بدی
بگی دخترهی دیوونه...
-
یه جوری ازم پرسید 'دوستپسر داری؟' که انگار دوستپسر/دوستدختر داشتن یکی از علائم حیات و سلامتیه!
-
من این روزها رو با همّهی مخلفاتش دوست دارم.
-
عاشقی رو با مزاحمت اشتباه گرفته!
-
فقط یه زن میتونه به یک مرد احساس مرد بودن بــِده؛
و برعکس.
-
آدم وقتی کار میکند حتی روزهای وفات و شهادت را هم دوست دارد، از بس تعطیلیاش میچسبد.
-
هنوز هستن آدمایی که وقتی قهر میکنن فورا" لینک طرف رو برمیدارن [اسمایلی ِ همون که خندهش میگیره]
-
اغلب از اولش معلومه آخرش چی میشه، اما یه چیز باعث میشه ما باز هم
اشتباهمون رو تکرار کنیم، و اون امیده؛
امیدواریم این بار فرق کنه؛
که متاسفانه هیچ بار فرق نمیکنه.
-
بین خستگیم و دلتنگیم، رابطه کاملا" مستقیمه این روزها.
-
فقط ارائهی بلیط نیست که، زنگ موبایل آدمها هم نشونهی شخصیتشونه.
-
اینهمه خستگی هم آدم را خواب نمیکند وقتی آدم دلَش میخواهد بغل شود خوابیده شود.
-
نمیدونم درک این موضوع انقدر سخته یا تو خودت رو زدی به درک نکردن تا بتونی طلبکار و زبوندراز بمونی.
سخت نیست؛ بفهم که آدمها در شرایط مختلف نمیتونن یکسان باشن. نباید توقع داشته باشی وقتی دستت رو گذاشتی روی حلق طرف، مثل روزهای خوب و خوش باهات رفتار کنه.
-
این روزها نمیدونم چرا ارتباطاتم با اطرافیان هی وارد منوی Setting میشه؛ هی باید با تنظیمات رابطه، با تنظیمات Playerها ور رفت، هی صداها رو کم و زیاد کرد، هی صحنهی بازی رو عوض کرد، هی تغییرات داد؛ بلکه بشه بهتر بازی کرد.